کارت عاشقانه،كارت پستال عاشقانه،عكس عاشقانه با متن

کارت عاشقانه،كارت پستال عاشقانه،عكس عاشقانه با متن


بقيه در ادامه مطلب


ادامه نوشته

نامه‌ي تو

نامه‌ي تو


در غیبت تو اگر مرا دار زنند بر چوبه دار منتظرت خواهم ماند

نامه‌ي تو

نامه تو چه قدر زیبا بود، نامه تو چه قدر زیبا بود، هر خطش را سه مرتبه خواندم بعد آن را به روی یک دفتر تا نخورده قشنگ چسباندم. نامه تو چقدر خوشبو بود بوی گل های رازقی می داد، حرفهایت هنوزم طعم عطر پاییز عاشقی می داد، گفته بودی عجیب دلتنگی دل من هم برای تو تنگ است پیش من هم غروب غمگین است پیش من هم غروب کمرنگ است. خوشم آمد چه قدر دانایی ، خوشم آمد چه قدر دانایی حالی از حال من نپرسیدی ولی از پشت قاب دلتنگی  زردیم را چه زود فهمیدی. یاس زرد دو خانه آن ورتر داشت دیشب تو را دعا می کرد تشنه بودی و نبودی و او داشت التماس پرنده ها می کرد. گفته بودی ز غیبت باران بازهم درد مشترک داری تا بخواهی شقایق تشنه گل سرخ پر از ترک داری ، دوریت کار دست من داده فاصله که میان ما کم نیست هیچ کس روزگار و اقبالش مثل ما بی نشان و مبهم نیست. فکرت اینجا میان گلدان است جلوی چشم آرزوهایم. تو خودت را به جای من بگذار، تو خودت را به جای من بگذار تو دلت سوخت من چه تنهایم؟ سال ها می شود که با عکست در این شهر زندگی کردم با یکی دو تماس کوتاهت ماه ها رفع تشنگی کردم ولی آخر چه قدر بنشینم نامه ای ، حرف روشنی چیزی ، گل خشکی میان این کاغذ که به آن وعده ای بیاویزی. بنویس از خودت از این نامه دو سه خط مختصر فقط فهرست فقط این بار خواهشی دارم عکس تازه برای من بفرست.  

روز زن ، روز مادر ، روز دختر مبارك

روز زن ، روز مادر ، روز دختر مبارك



كيست مادر؟ نقشه ايجاد ما
كيست مادر؟ باني بنياد ما
قلب او سرچشمه اميد هاست
سينه او مشرق خورشيدهاست
رمز عشق جاوداني مادر است
كيمياي زندگاني مادر است
هر چه دارم من همه از مادر است
پاي تا سر شعله ام زين اخگر است



روز زن ، روز مادر ، روز دختر مبارك


بقيه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

بهار من و تو

بهار من و تو

من از بهار زندگیمان می نویسم. اینجا کلبه ی بهاری من و تو است. من از با تو بودن

 می نویسم.

ای بهار زندگی ام، احساس دوست داشتن تو را با آغوش گرمت پذیرا هستم.

به سویم بیا و مرا در آغوشت به آرامش ببر. بدان که با آمدنت بهار عشق را به من

هدیه می کنی. من تنها نگاه تو را می خواهم. نگاه تو، چراغ زندگی من است. تو آسمان

شبهای مرا روشن کردی.

ای مهربانم، به شوق آمدنت لبریز از عشق هستم. زمزمه ها و نوشته هایم تنها

گوشه ای از عشق من به قلب تو است.

به عشق زیبای تو چشم به راه می مانم.


مهربانم جانم - مهربانم ای خوب

مهربانم جانم - مهربانم ای خوب

مهربانم , جانم...!

یاد قلبت باشد , یک نفر هست که اینجا

بین آدمهایی , که همه سرد و غریبند باتو

تک و تنها به تو می اندیشد

و کمی....

دلش از دوری تو دلگیر است...

مهربانم جانم...!

یاد قلبت باشد,یک نفر هست که چشمش

به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش این است...

زیر این سقف بلند, هر کجایی هستی , به سلامت باشی

و دلت همواره , مهو شادی و تبسم باشد...

مهربانم جانم...!

یاد قلبت باشد

یک نفر هست که دنیایش را...

همه ی هستی و رویایش را, به شکوفایی احساس تو پیوند زده

و دلش می خواهد, لحظه ها را با تو , به خدا بسپارد...

مهربانم جانم...!

یک نفر هست که با تو

 تک و تنها ,  با تو..

پر اندیشه  و شعر است و شعور!

 پر احساس و خیال است و سرور!

مهربانم !این بار , یاد قلبت باشد

یک نفر هست که با تو

به خداوند جهان نزدیک است..

و به یادت هر صبح , گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش , راهی خانه خورشید شوی...

و پر از عاطفه و عشق و امید

 به شب معجزه و آبی فردا برسی...



بقيه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

تصاوير عاشقانه با متن




بقيه تصاوير در ادامه مطلب

ادامه نوشته

عاقبت به هم رسيديم من و تو



عاقبت به هم رسيديم من و تو

روزهاي روشن رو ديديم من و تو
 
طعم بوسه ي نابو چشيديم من و تو

 زير سقف روشن آبي ماه
 
در هواي خالي از رنگ گناه

با همه دلشوره هاي گاه به گاه

با همه خستگي از دوري راه

ما به هم رسيديم عاقبت

رنگ خوشبختي رو ديديم عاقبت
 
بعد ازاون همه تنها رفتنها

با تو و از قصه ي فردا گفتنها

بعد از اون در انتظار نشستنها

 از آشفتگي در خود شكستنها

ما به هم رسيديم عاقبت

 رنگ خوشبختي رو ديديم عاقبت

ما به حالي و هوايي من شديم

 دوباره عاشق لبخند شديم

گذشتيم از دل تنهاي خود

به عشق خود پابند شديم

ما به هم رسيديم عاقبت

 رنگ خوشبختي رو ديديم عاقبت
 
رنگ خوشبختي رو ديديم عاقبت....من و تو

كي مي‌تونه جاي تو رو تو قلب من بگيره

جونمي عمرمي نفسمي




تو همان نیمه گمشده ی منی که مدتها به انتظار آمدنش نشسته بودم

تو همان انتظاری، که در نهایت به آن رسیدم...

تو ماه منی ، چه زیبا و نورانیست شبهای تیره و تار با وجود تو

ای قشنگترین بهانه ، چه دلنشین است بهانه های عاشقانه ی تو

گل من ، با آمدنت گلستان شد آن کویر تشنه ی قلب من

تو همان شعری ، شعری که با شنیدنش آرام میگیرد دل من

برایم بخوان هر شب ، تا آرام روی هم رود پلکهای من...

دسته دسته چیده ام گلهای نرگس را برای تو

تا آن لحظه که می آیی آنها را با احترام تقدیم کنم به چشمهای تو

عطر گلهای نرگس دیوانه میکند مرا ، حرفی بزن، چرا اینگونه نگاه میکنی مرا

به تو مدیونم ای خدا ،

این مهربانترین فرشته ات بود که برایم فرستادی از آن سوی دنیا

ای دنیای من ، چه بی انتهاست آن نگاهت ،

نمیتوانم انتهای آن نگاه را ببینم ،

به راستی که چه کهکشان درخشانیست آن سوی چشمانت

تو همان آرزویی که در گذشته هر گاه به آن فکر میکردم میخندیدم

با خود میگفتم محال است به این آرزو برسم

تو همان آرزوی دست نیافتنی منی که اینک در کنارمی ،

مال منی ،

عزیز دلمی ،

قلبمی ،

جونمی ،

نفسمی ،

عشقمی ،

که عاشقانه در سینه ام میتپی و به من نفس میدهی ،


ناله‌ همدم شبهایم




با نگاهی آکنده از عشق

به دنبال عشقی رفتم

اما این بار هم به دنبال ؛

خیالم بودم !

سراغ محبت بودم و اما

نشانم داد بی وفایی را

لبریز بودم از عشق و محبت

اما بی هیچ سخنی طرد شدم

نمیدانم که چرا، عشق می ورزم ولی؛

در جواب، جز ظلم و ستم و بی وفایی

هیچ نمی بینم !

اشک میهمان چشمانم

غم میهمان دلم و

ناله همدم شبهایم ؛

روزگارم پر از غم

چشمهایم پر از اشک

در سینه قلبی دارم پر از عشق

اما چه کنم که دست سرنوشت

قصۀ روزهای غم و غصه و جدایی را

برایم نوشت !

وقتی کسی رو دوس داری




وقتی کسی رو دوس داری ، حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیارو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی

به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد باشه

فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیارو به خاطر اون می زنی

خیلی چیزارو می شکنی تا دل اونو نشکنی

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

اما صداشو بشنوی ، شب ، از میون دو تا سیم

حاضری قلب تو باشه ، پیش چشمای اون گرو

فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو

حاضری هر چی دوس داری ، به خاطرش رها کنی

حسابتو ، حسابی از مردم شهر جدا کنی

حاضری حرف قانونو ، ساده بذاری زیر پات

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات

وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا میگذری

تولد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری

حاضری جونتو بدی ، یه خار توی دساش نره

حتی یه ذره گردوخاک تو معبد چشاش نره

حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر

اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر

حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی

بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی

حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی

رو دست مجنون بزنی ، با غصه ، همخونه شی

حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دست تکون بدن

حاضری که بگذری از شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه رو به روت

حاضری هر چی بشنوی حتی آگه سرزنشه

به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه

حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی

غرور تو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی

پشت سرت هر چی می گن چیزی نگی گوش بکنی

حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس

وقتی کسی رو دوس داری ، معنی نمی ده دیگه ترس

وقتی کسی رو دوس داری صاحب کلی ثروتی

نذار که از دستت بره ، این گنج خیلی قیمتی ...

کیستی که من




ساده گفت و ساده نگاه کرد

اما دل را چه عظیم لرزاند

جای نگاه ندیده اش روی تنم

و غبار آهش روی چشمانم ماند

سیاحتی بود چشمانش

و زیارتی بود صدایش

دل انگیزم ، دستانت را

خود بسته ای !

کیستی که من

این گونه

به اعتماد

نام خود را

با تو می گویم ، کلید خانه ام را

در دستت می گذارم ، نان شادی هایم را

با تو قسمت می کنم ،به کنارت می نشینم

و بر زانوی تو این چنین ارام به خواب می روم ؟

 کیستی که من

این گونه در دیار رویا های خویش

با تو درنگ می کنم ؟

عاشقت خواهم ماند



عاشقت خواهم ماند
 
بی آنكه بدانی
 
دوستت خواهم داشت

بی آنكه بگویم
 
درد دل خواهم گفت

بی هیچ كلامی
 
گوش خواهم داد

بی هیچ سخنی

در آغوشت خواهم گریست

بی آنكه حس كنی

در تو ذوب خواهم شد
 
بی هیچ حرارتی

این گونه شاید احساسم نمیرد

عشق من




عشق من

 میگفتم دوستت دارم باور نداشتی

میگفتم جز تو کسی رو ندارم باور نداشتی

میگفتم شبا چشمامو به یاد تو میبندم باور نداشتی

میگفتم با کسی جز تو رابطه ندارم باور نداشتی

میگفتم واست جون میدم باور نداشتی

نگا بار سفر بستم میخوام واسه تو جون بدم باورم کن

حالا که من دارم میرم باورم کن

 دیگه از هیچی نمیترسم

دیگه از مرگ نمیترسم

دیگه از جهنم نمیترسم

دیگه نمیترسم از روزی که یکی ازم بگیرتت

یه روح میشم که کسی ازم جدات نکنه

یه حس میشم توی وجودت که کسی نتونه جامو بگیره

یه لحظه میشم تو ذهنت که کسی نتونه واست خاطره بشه

یه بغض میشم دم گلوت

یه تصویر میشم جلو چشات

اینجوری دیگه کسی تو رو ازم نمیگیره

دیگه نمیترسم

آره میمیرم که واسه تو نمیرم

که تو خاطرت زنده باشم

تو که باورم نداشتی

میمیرم که باورم کنی


این قلبو با تمام عشقی که نسبت بهت توشه بهت تقدیم میکنم!!خیلی دوست دارم عشق من!!!

این قلبو با تمام عشقی که نسبت بهت توشه بهت تقدیم میکنم!!خیلی دوست دارم عشق من!!!


این قلبو با تمام عشقی که نسبت بهت توشه بهت تقدیم میکنم!!خیلی دوست دارم عشق من!!!

ازم دوری نکن دلم میگیره ، نزار این لحظه ها رو غم بگیره


ازم دوری نکن دلم میگیره ، نزار این لحظه هارو غم بگیره
نزار این حس خوب با تو بودن  ، توی دنیای من آسون بمیره
تو با دل تنگی من آشنایی ،‌تو که عاشق ترین عاشقایی
ازم دوری نکن منو نسوزون ، نمیدونی چقدر تلخه جدایی
نه
ازم دوری نکن دلم میگیره ، نزار این لحظه هارو غم بگیره
نزار این حس خوب با تو بودن  ، توی دنیای من آسون بمیره
تو با دل تنگی من آشنایی ،‌تو که عاشق ترین عاشقایی
ازم دوری نکن منو نسوزون ، نمیدونی چقدر تلخه جدایی
ازم دوری نکن دوری عذابه ، دیگه به من نگو چه ناگزیری
تمومه لحظه هامون مال هم بود ، نباید لحظه هاتو پس بگیری
تو
تو که تو این روزا غرق غروری ، میگی بازم رسیده فصل دوری
میگی به این ندیدن دل بریدن ، باید عادت کنم اما چه جوری‌
چرا بامن دلت یکی نمیشه ؟‌چرا ؟
چرا این دلهره تموم نمیشه‌؟‌چرا ؟
نگو تنهایی عاشق قشنگه ، نگو تنهام میزاری تا همیشه
تو که تو این روزا غرق غروری ، میگی بازم رسیده فصل دوری
میگی به این ندیدن و دل بریدن ، باید عادت کنم اما چه جوری‌
چرا بامن دلت یکی نمیشه ؟‌
چرا این دلهره تموم نمیشه‌؟‌
نگو تنهایی عاشق قشنگه ، نگو تنهام میزاری تا همیشه
ازم  دوری نکن دوری عذابه ، دیگه به من نگو که ناگزیری
تمومه لحظه هامون مال هم بود ، نباید لحظه هاتو پس بگیری ....

برای چشمان مهربانت می نویسم دوستت دارم


برای چشمان مهربانت می نویسم ،
محبت و عشق را در چشمان تو آغاز کردم ...
چشمانم را در نگاه مهربانت غرق می کنم و لبانم ،
ذکر عشق را می سراید !!
الفبای عشق من با تو آغاز شد
و بر لوح قلبم ،
واژه ی " دوستت دارم " ، حک گردید .
تنها برای قلب پر مهر تو می نویسم ...
که اولین مهرو دوست داشتن  بی انتهای زندگی ام هستی !!
می خواهم این بار برای تو بنویسم ...
فارغ از تمام دلتنگیها و تنهاییها ،
با کلماتی مملو از عشق و احساس ...
می خواهم برایت بگویم ...
بگویم که هستم ...
که همسفر جاده ی بی انتهای
تنهایی   تو خواهم بود !!
به چشمانم نگاه کن ...
و شوق همسفر بودن را
با کوله باری از دوست داشتن  و امید را...
در آن دریاب ... !!!
اری  با تو هستم 
ای مهربان ترین  مهربانان
با تو هستم
با توکه  مرا اغاز  کردی
مرا  از  پرتگاه
از  تاریکی  
از  مرگ
از  نا امیدی
به سوی  نور  دعوت کردی
دوستت دارم 

وقتی کسی را دوست دارید


وقتی کسی را دوست دارید ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .

وقتی کسی را دوست دارید ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .

وقتی کسی را دوست دارید ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست.

وقتی کسی را دوست دارید ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است .

وقتی کسی را دوست دارید ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید .

وقتی کسی را دوست دارید ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید .

وقتی کسی را دوست دارید ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید .

وقتی کسی را دوست دارید ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .

وقتی کسی را دوست دارید ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید .

وقتی کسی را دوست دارید ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند.

وقتی کسی را دوست دارید ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود .

وقتی کسی را دوست دارید ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید.

وقتی کسی را دوست دارید ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، واژه تنهایی برایتان بی معناست .

وقتی کسی را دوست دارید ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .

وقتی کسی را دوست دارید ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید .

وقتی کسی را دوست دارید ، این طور نیست ؟

تفاوت عشق و دوست داشتن ...


عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی،

دوست داشتن پیوندی خودآگاه واز روی بصیرت روشن و زلال .
 
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد وهرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،

دوست داشتن از روح طلوع می کند وتا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد .
 
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد

 دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.

عشق طوفانی ومتلاطم است، دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.
 
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست،

دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرودو فهمیدن و اندیشیدن را از زمین میکند

و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.
 
 عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،

دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.
 
عشق یک فریب بزرگ و قوی است ، دوست داشتن یک صداقت راستین

و صمیمی، بی انتها و مطلق.
 
عشق در دریا غرق شدن است،

دوست داشتن در دریا شنا کردن.
 
عشق بینایی را میگیرد،

دوست داشتن بینایی میدهد.

عشق خشن است و شدید و ناپایدار،

دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.

عشق همواره با شک آلوده است،

دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.

ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،

از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،

دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد.

عشق تملک معشوق است،

دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،

دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد ومیخواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ،داشته باشند.
 
در عشق رقیب منفور است،

در دوست داشتن است که:“هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”

که حسد شاخصه ی عشق است

عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند

و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید

و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد .

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است

یک ابدیت بی مرز است ; که از جنس این عالم نیست

تصاویری از عشق

   


در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر شوهرش می باشد.


در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد.



بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته